;

فرق بین کشورهای جهان سوم و جهان اول پزشکان، مطب،کلینیک و درمانگاه

فرق بین کشورهای جهان سوم و جهان اول  پزشکان، مطب،کلینیک و درمانگاه

برای ما خیلی جالب بود که در سال 95 ، زمانی که شرکت ما نسخه اولیه مجموعه نرم‌افزارهای خود را می‌خواست برای پزشکان ارائه دهد مشاهده کردیم که پزشکان منتظر می‌ماندند تا یک‌شبه شرکت‌هایی مشابه شرکت ما با همان طرح و برنامه یکسان بوجود بیایند تا بتوانند با حق انتخاب بیشتری خرید کنند که واقعاً می‌توان  تفکرات کشور جهان‌سومی را در کشور ما مشاهده کرد بعدها توضیح خواهیم داد که چقدر این تفکرات اشتباه و ناراحت‌کننده است که آثارش را می‌توان به‌راحتی در جامعه مشاهده کرد و این تفکرات اشتباه باعث شد که اجرای چه طرح‌ها و خدمات بزرگی در مرحله اول برای جامعه پزشکان و بعدها برای دیگر جوامع این کشور، توسط عزیزان زحمت‌کش شرکت ما غیرممکن شود و روزبه‌روز شاهد آن هستیم که عزیزان زحمتکشی شبیه به عزیزان شرکت ما مجبور می‌شوند به خاطر این تفکرات تلخ و ناراحت‌کننده کشور را ترک کنند و به کشورهای جهان اول پناه ببرند. شاید این اشتباه است که بگوییم که متأسفانه کشور ما علاقه دارد که فقط به افراد دزد و کلاه‌بردار بها دهد و افراد زحمت‌کش در این کشور انگار به سخره گرفته می‌شوند و تا زمانی که در این کشور هستند زندگی تلخی خواهند داشت که البته همه می‌دادند این دو جمله آخر و شاید جملات قبل تر از آن اشتباه است چون کشور ایران یکی از بهترین و بزرگ‌ترین کشورهای دنیا است .

فرض کنید شرکت ما برای پروژه‌های خود که به هر دلیلی هنوز ارائه نداده و همچنین برای طرح‌های بسیار بزرگ خود به حداقل سه هزار نفر نیروی کار نیاز دارد ولی ما باید با چه رویی این تعداد افراد را استخدام کنیم و طرح‌های خود را با کمک این عزیزان اجرا کنیم وقتی‌که دیدیم درگذشته افرادی که هدف خدمات‌دهی شرکت ما بودند بین بچه‌های شانزده‌ساله (با دزدی کردن طرح و حتی نرم‌افزار شرکت ما) و عزیزان بزرگوار و زحمت‌کش و تحصیل‌کرده شرکت ما (که  برای ساخت حتی طرح اولیه کارهایی که شرکت ارائه می‌دهد زحمت زیادی کشیده‌اند و زمان زیادی صرف آن کارکرده‌اند)، این بچه‌های شانزده‌ساله را انتخاب می‌کردند  و ما بعد از انجام پیگیری ، به این نتیجه رسیده بودیم که دلایل کارشان فقط یک‌مشت بهانه بود! واقعاً بهانه را همه‌جا و همه‌جا و باز همه‌جا می‌شود پیدا کرد مثلاً به این سیستم نوبت‌دهی که در فیلم می‌بینید می‌گویند «چون دکمه هاش کمِ نیازهای ما را برطرف نمی کنه! چون دکمه هاش کمه یعنی برای آن زحمت‌کشیده نشده پس چرا باید برای چیزی که زحمت نکشیده شده پول بدهیم؟!» و یا می‌روند با چند تا بچه مشورت می‌کنند که اگر افراد ما در آنجا نباشند حرف‌های آن‌ها را باور می‌کنند و اگر همکاران ما در آنجا باشند و به آن‌ها بفهمانند که حرف‌های آن‌ها اشتباه است، آن بچه‌ها می‌گویند چقدر خوب و عه واقعاً می شه از این پول درآورد پس ما برویم کپی بزنیم این کار را و به بقیه بفروشیم.

در مورد این وب‌سایت سیستم نوبت‌دهی که قسمتی از مجموعه نرم‌افزارهای همیار‌پزشک‌جی‌ایکس‌ترا است باید بگویم اگر در اوایل سال 95 که این مجموعه در شهر مشهد ارائه شد حتی اگر در تراکت‌های ما را مشاهده می کردین متوجه می‌شدید که طراحی بروز این وب‌سایت با آن طراحی که حتی روی تراکت ما بود زیاد تفاوت خاصی ازنظر ظاهری نداشته است که در آن زمان سیستم نرم‌افزاری اولیه (که آن سیستم هیچ‌وقت ارائه نشد که البته برنامه‌ی تحت پلتفرم‌های مختلف ازجمله ویندوز که شرکت ارائه می‌دهد خیلی بهتر از آن نرم‌افزار اولیه است و تقریباً تمام یا اکثر آن امکانات را دارد) را همراه با این وب‌سایت همکاران ما با لپ‌تاپ یا تبلت خود به پزشکان نشان می‌دادند که در مورد پزشکی (دزد) که در پست قبلی اشاره‌ای به آن شد که نمی‌توانیم اسمش را بگوییم  و اینکه بگوییم متخصص چه بود فقط فرض کنید شخص ثروتمندی بوده و هست و متخصص شاخه ی ای از پزشکی بوده که این متخصصان کلا ذاتا ثروتمند هستند و  این فرد در همان سال (اوایل سال 95) هم نرم‌افزار اولیه و هم سیستم نوبت‌دهی ما را در لپ‌تاپ یکی از همکاران ما مشاهده کرده بود همچنین یکی از تراکت‌های ما را نیز به ایشان ارائه داده‌شده بود که به همین خاطر متوجه شده بود چقدر این مجموعه موردنیاز برای یک پزشک است به همین خاطر آن‌همه مشتاق دزدی کردن طرح‌های شرکت ما شده بود. این پزشک به‌جای آنکه از شرکت ما کاری بخرد، به هرکسی می‌رسید  و هر ویزیتوری می‌رسید و آن‌ها را می‌دید تراکت شرکت ما را نشان می‌داد و می‌گفت که آیا می‌توانند این پروژه را برایشان اجرا کنند و وقتی بیشتر توضیحات می‌خواستن آنچه در لپتاپ همکاران ما دیده بود و همچنین توضیحات بیشتر همکاران ما در مورد طرح های شرکت را به ایشان توضیح داده بودند را به این افراد توضیح می داد و این یعنی فاجعه برای شرکت ما چون ما حتی سعی می‌کردیم که منشی پزشک نرم‌افزار ما را نبیند تا از جزئیات کار ما  ، شرکت‌های دیگر متوجه نشوند و فقط کار را به پزشک نشان می‌دادیم و از برنامه‌های شرکت فقط به خود پزشکان می‌گفتیم و آن‌ها را به‌نوعی امین می‌دانستیم چون چنین طرح‌های شرکت برای آن‌ها بود ولی پزشکان و افرادی مانند این پزشک هرچقدر ما محکم‌تر بافتیم به لطف و مرحمتشان رشته‌رشته شد و تمام رشته‌ها نیز پنبه شد که جالب اینجاست که شرکت ما از همین افراد و شرکت‌ها و ویزیتورها  که پیش پزشک مذکور رفته بودند شنیده بودیم که چنین کاری کرده و به ما گزارش دادند و به این پزشک دقیقاً اطلاع دادیم و به او گفتیم که «که چرا شما که کار ما را می پسندین به‌جای خرید می‌خواهید پروژه‌ی ما را به‌نوعی کپی کنید ( بدزدید و زحمات شرکت ما را تباه کنید ) و چنین چیزهایی به شرکت‌ها، افراد و ویزیتورها گفتید که آن‌ها نیز به ما گزارش دادند » و چون واقعیت داشت و چیزی برای انکار نداشت پاسخ داد : (اولین بهانه‌اش برای دزدی کردن) «چون شما به پزشکان احترام نمی‌گذاشتید من هم این کار را کردم» و پاسخ همکاران ما به او این بود که :« شما چه چیزی را احترام می‌دانید، شرکت ما به خاطر اینکه متوجه شد افرادی که قبول می‌کردند که ویزیتوری کنند جز دروغ چیزی به پزشک تحویل نمی دهند و همچنین ما چون ارزش زیادی برای پزشکان کشور خودمان داشتیم به خاطر همین خود برنامه‌نویس‌های (مهندسان )شرکت ما ویزیتوری را برعهده‌گرفته بودن و با پزشک صاف‌وصادق بودند و با لپ‌تاپ همه‌چیز را موبه‌مو نشان می‌دادند و این یعنی احترام و اینکه ما حتی برای ساخت طرح همان تراکتی که به‌راحتی به هر شرکتی نشان می‌دهی هشت ماه زحمت‌کشیده‌اند و تحقیقات کرده‌اند و اینکه ما بهترین‌ها را برای پزشکان خواسته‌ایم و این یعنی احترام و احترام به این نیست که چند ویزیتور را بفرستیم که به شما التماس کنند و گریه و زاری کنند و پیوسته از شما تعریف کنند و خودشان را پیشتان کوچک کنند و این را اسمش را احترام بگذارید ولی بااین‌حال ما را ببخشید اگر بی‌احترامی بوده و ما برای عذرخواهی حتی با نصف هزینه می‌توانیم یک نسخه از این مجموعه را تقدیم شما کنیم و غیره. ولی باوجود هرگونه کنار آمدن همکاران ما با این پزشک بعدها دیدیم که باز دوباره دارد به کارهای خود ادامه می‌دهد و این توضیح را بدهیم که طرح‌های ما، فقط ساخت مجموعه نرم‌افزارهای همیار پزشک جی‌ایکس‌ترا نبوده و ما طرح‌های بسیار بزرگی برای پزشکان کشورمان داشتیم که متأسفانه باوجود چنین مشاهداتی هرروز بیشتر از روز قبل آرزوهای ما برای کشور عزیزمان کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شد تا جایی که شاید امروز دیگر هیچ آرزویی برای این کشور نداریم. و این ربطی فقط به ما ندارد هر فرد یا عزیزی در این کشور که برای این کشور صادقانه زحمت بکشید مطنئنا با دیدن چنین مشاهداتی آرزوهایش برای این کشور کوچک و کوچک‌تر می‌شود. دریکی از پست‌های بعدی جا دارد در مورد این پزشک (اج***) صحبت شود چون بهانه‌ دومی که برای کارهایش آورد این بود که می‌گفت باعث کارآفرینی شده است که جالب است درصورتی‌که افرادی مانند این باعث شدند ما به جای اینکه افراد استخدام کنیم ، همکارانمان را از دست بدهیم . بعدها خواهیم گفت اگر کشوری قانون درستی نداشته باشد،برای همه این مشکل وجود دارد و اینطور نیست که یکی بخواهد دزدی کند و طرف مقابل نتواند کاری کند و نتواند جوابش را بدهد.

در پست بعدی در کنار معرفی محصولات و طرح‌های شرکت برای پزشکان، صحبت می‌شود که ادیسون که یک مهندس، مخترع، دانشمند، و کارآفرین آمریکایی بود اگر در ایران زندگی می‌کرد چه اتفاقات جالبی را باید پست سر می‌گذاشت و همچنین شرکت‌های درزمینه‌  آی‌تی در خارج از کشور را با داخل کشور مقایسه خواهیم کرد . در یکی از پست های آینده در مورد تاریخچه اینترنت ایران و همچنین در مورد پروفسور سمیعی فرزند پاک ایران زمین،اسطوره زنده و حامل مشعل کیان و افتخار ایرانیان  صحبت می کنیم و خواهیم گفت چرا که این ابر جراح جهان تا 80 سالگی زندگی در آلمان را به زندگی در ایران ترجیح دادند.